غزل

سر خم می سلامت شکند اگر سبویی...

غزل

سر خم می سلامت شکند اگر سبویی...

من به این دلواپسی ها ، دارم عادت می کنم

روز و شب ، با اینکه از دنیا شکایت می کنم
من به این دلواپسی ها ، دارم عادت می کنم


شرط خوشحالی ، در این دنیا فقط دیوانگیست
بعد تو ، دیوانه می بینم ... حسادت می کنم


می روی ، زیر فشار زندگی خم می شوم
می شوم ! اما به سختی استقامت می کنم


مدتی ، در قلب من بودی و حالا در سرم !
کار سختی نیست ... تنها جا به جایت می کنم


بعد از این گاهی سلامی، گوشه چشمی، خنده ای
شکر ایزد ! در همین حد هم قناعت می کنم


من نه جلادم ! نه زندانبان ، کسی هم نیستم
چون خودت می خواستی، باشد ! رهایت می کنم


لب به دندان می گزم ، ... پنهان بماند راز تو
بیش از این چیزی نمی گویم ، رعایت می کنم


پیش من خوشبخت بودی، بعد از این هم سعی کن

لا اقل خوشبخت تر باشی ، دعایت می کنم

 

محسن نظری

بوسه

جـان به "لب" رسیده 

است ، 

بوسـه ای بزن 

مَرا بُکـُـش!

گلم

                

پشت این پنجره باران قشنگی ست گلم 

حال من حال پریشان قشنگی ست گلم

قبل از آنی که بیایی چه کـــویری بودم ...

زندگی با تو چه گلدان قشنگی ست گلم

سرنوشت من و تو روز ازل تعیین شد ...

فال ما داخل فنجان قشنگی ست گلم

نوحم از لطف تو بانو ... که تمام عمـــــــرم :

راه رفتن توی ‌دالان قشنگی ست گلم

من لامذهب بی دین به تــــــــــو ایمان دارم

خیلی این کفر من ایمان قشنگی ست گلم

حاضــــــــــرم بندهء چشمان سیاهت باشم

توی چشمان تو شیطان قشنگی ست گلم

یوسفم ! بوی تو کافی ست مرا ... این دنیا ...

با حضور تو چه کنعان قشنگی ست گلــــــم

فرشچیان

 

سبک نقاشی چشمان سیاهت سخت است
چند سالی است دل فرشچیان میگیرد
!