-
پروانه
چهارشنبه 30 دی 1394 23:10
من روحم را در شعرهایم می دمم پروانه می شوند، تو برای دفتر خاطراتت ، پروانه خشک می کنی ! " احسان پرسا "
-
نسیم ترکمن صحرا
چهارشنبه 30 دی 1394 23:00
گره میخورد اگر مویت به یال اسبها در باد نسیم ترکمنصحرا فقـــط بــــوی تو را میداد تو با چشمان خونریزت اگر آشوب میکردی به دنبالت قشـــون ترکمـــنها راه میافتاد خروش مادیانها دشت را در خویش میرقصاند خروش مادیانها بود و هی فریاد... هی فریاد ... مسیر کوچ را گم کردهام در چشمهای تو نگاهت میبرد این ایلیاتی را به...
-
ای آنکه مرا برده ای از یاد...
دوشنبه 30 آذر 1394 20:35
ای آنکه مرا برده ای از یاد، کجایی؟ بیگانه شدی،دست مریزاد،کجایی؟ در دام توأم،نیست مرا راه گریزی من عاشق این دام و تو صیّاد،کجایی؟ محبوس شدم گوشه ی ویرانه ی عشقت آوار غمت بر سرم افتاد، کجایی؟ آسودگی ام،زندگی ام،دار و ندارم در راه تو دادم همه بر باد،کجایی اینجا چه کنم؟از که بگیرم خبرت را؟ از دست تو و ناز تو فریاد،کجایی؟...
-
اگر بگذاری...
دوشنبه 30 آذر 1394 20:32
هرچه میخواهمت از یاد بَرَم ممکن نیست، من، تو را دوست نمیدارم؛ اگر بگذاری !! (فاضل نظری)
-
من به این دلواپسی ها ، دارم عادت می کنم
چهارشنبه 11 آذر 1394 15:22
روز و شب ، با اینکه از دنیا شکایت می کنم من به این دلواپسی ها ، دارم عادت می کنم شرط خوشحالی ، در این دنیا فقط دیوانگیست بعد تو ، دیوانه می بینم ... حسادت می کنم می روی ، زیر فشار زندگی خم می شوم می شوم ! اما به سختی استقامت می کنم مدتی ، در قلب من بودی و حالا در سرم ! کار سختی نیست ... تنها جا به جایت می کنم بعد از...
-
استاد
چهارشنبه 11 آذر 1394 15:06
اولین بیتی که گفتم وصف چشمان تو بود با همان یک بیت - استاد - خطابم می کنند
-
تا ابد...
سهشنبه 3 آذر 1394 00:02
تا ابد بغضِ منِ تب زده کال است عزیز دیدن گریه ی تمساح محال است عزیز ! تا شما خانه تان سمت شمالِ ده ماست قبله دهکده مان سمت شمال است عزیز پنجره بین من و توست، مرا بوسه بزن ! بوسه از آن طرفِ شیشه حلال است عزیز ! ما دو ریلیم به امید به هم وصل شدن فصل گل دادن نِی ، فصل وصال است عزیز ! عشق این نیست که بر گردن من حلقه زده...
-
من از آنی که تو پنداشته ای خسته ترم
یکشنبه 24 آبان 1394 04:34
دلنشین ! ... ای غم دلواپسی ات بر کمرم من از آنـی کــه تــو پنداشته ای خسته ترم عمر من کمـــتر از آنست کــــه باور بکنم که تــو یــک روز بخـــواهـی بروی از نظرم راه برگشت کجا ؟ لمــس کن این فاجعه را بی تو هر لحظه ، پلی میشکند پشت سرم باز هم کشته و بازنــده ی این جنگ منم که تو با لشکر چشمانت و ... من یک نفرم ! دل به...
-
ساقی
یکشنبه 24 آبان 1394 04:25
ساقی امشب منم و راهِ شب و دستِ نیاز با ، دو پیمانه ، از آن تلخ، مرا باز بساز در خودم، گُم شده ام،تا که بجوُیَم خود را خُمِ مَی را به سَرم ریز و به راهم انداز وای از این خاطرِ آزرده،که تسکین نگرفت داد و بیداد، که آن رفته، نمی آید باز دستِ شوریده شناسی،دلِ ما را ننواخت دستِ لطفی تو برون آور و ما را بنواز دَر چه شب ها،...
-
بوسه
سهشنبه 12 خرداد 1394 01:08
جـان به "لب" رسیده است ، بوسـه ای بزن مَرا بُکـُـش !
-
گلم
یکشنبه 3 خرداد 1394 16:00
پشت این پنجره باران قشنگی ست گلم حال من حال پریشان قشنگی ست گلم قبل از آنی که بیایی چه کـــویری بودم ... زندگی با تو چه گلدان قشنگی ست گلم سرنوشت من و تو روز ازل تعیین شد ... فال ما داخل فنجان قشنگی ست گلم نوحم از لطف تو بانو ... که تمام عمـــــــرم : راه رفتن توی دالان قشنگی ست گلم من لامذهب بی دین به تــــــــــو...
-
فرشچیان
شنبه 2 خرداد 1394 15:23
سبک نقاشی چشمان سیاهت سخت است چند سالی است دل فرشچیان میگیرد !
-
بی تو
یکشنبه 13 اردیبهشت 1394 20:47
بی تو هر پارهی دلم را به نام کسی دیگر کردهام به نام هرکسی که کمی یا دمی شبیه تو بود ...
-
بودنت
شنبه 12 اردیبهشت 1394 09:56
بودنت حس عجیبی ست که دیدن دارد ناز چشمــــــان قشنگ تو کشیدن دارد آتش از هرم تنت سخت به خود می پیچد " دل من شوق در آغــــوش پریدن دارد " لب تو کهنه شرابی ست و من می دانم بوسه از طعم دهــان تــو چشیدن دارد چشم تو ریخته بر هم منِ معمولی را یک نـگاه تــــو به من جامه دریـدن دارد سر و سامان بدهی یا سر و سامان...
-
در پی تو
شنبه 12 اردیبهشت 1394 01:08
من در پی ردّ تو کجا و تو کجایی دنبال تودستم نرسیدهست به جایی ای «بوده» که مثل تو نبودهست، نگوهست ای «رفته» که در قلب منی گر چه نیایی این عشق زمینیست که آغاز صعود است پابند «هوس» نیستم ای عشق هوایی قدر تنی از پیرهنی فاصله داریم وای از تو چه سخت است همین قدر جدایی ای قطب کشانندهی پرجاذبه، دیگر وقت است...
-
نمازم به قضا رفت
شنبه 12 اردیبهشت 1394 00:47
درگیرِ تو بودم که نمازم به قضا رفت در من غزلی درد کشید و سرِ زا رفت ! سجاده گشودم که بخوانم غزلم را سمتی که تویی، عقربه ى قبله نما رفت ! در بین غزل نامِ تو را داد زدم ، داد آنگونه که تا آن سرِ این کوچه ، صدا رفت ! بیرون زدم از خانه ؛ یکی پشتِ سرم گفت : این وقتِ شب این شاعرِ دیوانه ، کجا رفت؟ ! من بودم و زاهد ، به...